مهدویت

مهدویت

در خصوص مسائل دینی و مهدویت

 

آینده از آن حزب اللهی هاست

مقام معظم رهبری

 

 

 با نظرات سازنده خود ما را در این رابطه یاری فرمایید.  

نوشته شده در سه شنبه 23 فروردين 1398,ساعت 13:40 توسط علیرضا حمزه یی| |

آیت الله حق شناس قدس سره:

اگر خواستی ببینی که چقدر به دنیا تعلقات داری، وضو گرفته و نماز بخوان تا آن تعلقات نمایان شود. اگر چنانچه اهل دنیا نبودی پس چرا از اول که می گویی "الله اکبر" شیاطین می برندت این طرف و آن طرف؟ و بعد نماز که تمام شد می گویی : "راحت شدم!"

نوشته شده در یک شنبه 24 ارديبهشت 1391,ساعت 21:41 توسط علیرضا حمزه یی| |

حتما در بين شبکه هاي ماهواره اي به شبکه اي برخورده ايد که در آن يک روحاني جوان افغاني مشغول صحبت و مناظره در باره مذاهب شيعه و تسنن است. روحاني جواني که عليرقم سن کم تسلط بسيار عالي بر مسائل فقهي دارد و حوزه اي که خيلي کار کرده کتب اهل سنت هست موضوع اصلي صحبتهايش اثبات ولايت اميرالمومنين(ع) ...


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 19 ارديبهشت 1391,ساعت 18:13 توسط علیرضا حمزه یی| |

علامه مجلسی
تو نزد ما یک عمل مقبول داری. آن عمل این است که روزی یک گلابی در دستت بود، زنی بر تو گذشت، بچه ای پشت سرش بود، چشم آن بچه به گلابی افتاد و به مادرش گفت: گلابی می خواهم و تو آن گلابی را به دست آن بچه دادی، فقط برای خشنودی خدا. آن طفل خوشحال شد.

ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 14 ارديبهشت 1391,ساعت 22:2 توسط علیرضا حمزه یی| |

حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم .
روز شنبه به همراه حجة الاسلام شهاب مرادی به قم مشرف شدم و بر اساس قراری که داشتیم ، ضمن زیارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به محضر آیت الله العظمی وحید خراسانی رسیدیم. حضرت آیت الله وحید خراسانی در این دیدار که برای آن وقت موسعی را قرار داده بودند ضمن استماع و توجه دقیق به نکات و چند گزارش کوتاهی که شهاب مرادی ارائه کرد، از فعالیت های تبلیغی وی تجلیل و بیانات مبسوطی ایراد فرمودند که مشحون از مطالب دقیق علمی ، آیات و روایات متعددی بود.
 

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 2 ارديبهشت 1391,ساعت 14:0 توسط علیرضا حمزه یی| |

يكي از شرطهاي اساسي پذيرفته شدن نماز در نزد خداي متعال، مسأله «حضور قلب پيدا كردن» در حين نماز است؛ از اين رو آيات و روايات فراواني در اين باره وارد شده كه همه بر اين مطلب تصريح مي كنند كه ميزان قبولي نماز، بستگي به ميزان توجه انسان در نماز دارد متأسفانه بسياري از ما عبادتهاي خود را بدون حضور قلب و با حواسپرتي كامل انجام مي دهيم و به همين جهت است كه يك عمر نماز مي خوانيم، اما اثري از آثار معنوي و روح نواز آن را در خود نمي بينيم.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهار شنبه 23 فروردين 1391,ساعت 8:19 توسط علیرضا حمزه یی| |

دلیل وجود ولایت فقیه چیست؟

فقهاء و متفكران اسلامى براى اثبات ولايت فقيه و مشروعيت حكومت ولايى به دلايل نقلى - اعم از آيات و روايات پيامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) - و عقلى متعددى تمسك جسته‏اند كه بيان هر يك و چگونگى دلالت هر كدام بر ولايت فقيه، نيازمند بررسى‏هاى مفصل بااستفاده از روش خاص خود، يعنى اجتهاد مى‏باشد.

يكم . دلايل نقلي

الف . دلايل قرآني


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 22 فروردين 1391,ساعت 22:45 توسط علیرضا حمزه یی| |

ما در اینجا به روایت عمر بن حنظله می پردازیم که خیلی فقها آنرا جهت باب ولایت فقیه عنوان نموده اند

 روايت عمر بن حنظله
اين روايت مورد استناد فقهاى فراوانى از جمله محقق نراقى در "عوائدالايام" (19) ، صاحب جواهر در"جواهرالكلام" (20) ، شيخ انصارى در كتاب "القضاء و الشهادات" (21) ، بحرالعلوم در "بلغة‏الفقيه" (22) ، مامقانى در"هداية‏الانام فى حكم اموال الامام" (23) ، ميرزاى نائينى در "منية‏الطالب" (24) ، سبزوارى در"مهذب الاحكام" (25) ، امام خمينى در "البيع" (26) ، آيت‏الله گلپايگانى در " الهداية الى من له الولاية" (27) ، استادجوادى آملى در كتاب "پيرامون وحى و رهبرى" (28) و بسيارى از انديشمندان ديگر قرار گرفته است.
و اما حديث عمر بن حنظله به روايت كلينى بدين شرح است:
«محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن محمد بن عيسى، عن صفوان بن يحيى، عن داود بن‏الحصين، عن عمر بن حنظلة:
«قال: سالت اباعبدالله(ع) عن رجلين من اصحابنا، بينهما منازعة فى دين او ميراث فتحاكما الى‏السلطان او الى القضاة ايحل ذلك؟ فقال(ع): من تحاكم اليهم فى حق او باطل فانما تحاكم الى‏الطاغوت، و ما يحكم له فانما ياخذ سحتا و ان كان حقا ثابتا له، لانه اخذه بحكم الطاغوت و قد امرالله ان‏يكفر به، قال الله تعالى يريدون ان يتحاكموا الى الطاغوت و قد امروا ان يكفروا به قلت فكيف يصنعان؟قال(ع): ينظران (الى) من كان منكم ممن قد روى حديثنا و نظر حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا،فليرضوا به حكما فانى قد جعلته عليكم حاكما فاذا حكم بحكمنا فلم يقبله منه فانما استخف بحكم الله وعلينا رد و الراد علينا الراد على الله و هو على حد الشرك بالله.» (29)
مرحوم كلينى به سند خودش از عمر بن حنظله روايت مى‏كند. وى مى‏گويد:

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 22 فروردين 1391,ساعت 21:52 توسط علیرضا حمزه یی| |

نظر رهبر معظم انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س)


 

فاطمیه سال گذشته حجت الاسلام ادیب یزدی در یکی از سخنرانی های خود در خصوص نظر رهبر معظم انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا اظهاراتی کرد.

این واعظ مشهور تهران درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخته و گفته بود:" یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند."
 
وی افزوده بود: دقیقا همین نکته ای که حضرت آقا فرمودندمدنظر است.ایام فاطمیه نسبتا طولانی است به جهت این که فضائل حضرت زهرا(س) هم بی حد و حصر و بی اندازه است. فاطمه زهرا(س) ریشه، اصل و اساس ولایت و عصمت و حقیقت امامت است. هر قدر فضائل ایشان گفته شود اولا تمام شدنی نیست و ثانیا برکات بسیاری بر بیان فضائل فاطمی آمده است به عنوان نمونه بیان فضائل فاطمه(س) نفاق را از انسان می زداید، ایمان انسان را زیاد می کند، موجب بصیرت عمیق انسان نسبت به حوادث و وقایع تاریخی می شود، انسان را با حقایق و بطن این عالم آشنا می کند، انسان را پیش خدا و حضرات معصومین(ع) خصوصا حضرت بقیة الله(عج) محبوب می نماید و زمینه کسب تقوا و فضیلت را در انسان مضاعف می کند و بسیاری از فضایل دیگر. لذا جامعه شیعی ما به ذکر فضائل فاطمی بسیار نیازمند است و بحمد الله فرصت خوبی هم در ایام فاطمیه فراهم شده که توسط هیئتی ها، متدینین، نمازگزاران و مسجدی ها در مراسم هایی مختلف این فضائل گفته شود.
 
حجت الاسلام ادیب یزدی گفته بود: ایام فاطمیه هم نزد شیعیان و ارادتمندان خاندان حضرت محمد(ص) ایام معین و کاملا علنی است. اما برای شهادت حضرت صدیقه فاطمه(س) 4 نقل وجود دارد اول اینکه برخی معتقدند خانم(س) 40 روز بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص) به شهادت رسیده اند بعضی ها گفته اند 60 روز، بعضی ها 75 و بعضی ها دیگر 95 روز. اما برای این که روز عظیم شهادت بی بی از دستمان نرود فصلی را به عنوان ایام فاطمیه قرار داده ایم که در مشخص ترین ایام 10 روز قبل از شهادت 75 تا 10 روز بعد از شهادت 95 در نظر گرفته شده است.یعنی در طول سال حداقل 40 روز برای بیان فضائل فاطمی قرار گرفته شده است.

نوشته شده در پنج شنبه 17 فروردين 1391,ساعت 22:42 توسط علیرضا حمزه یی| |

سئوال:

امام حسین(ع) در وصیت نامه خود نفرمود من برای تشکیل حکومت قیام کردم؛ بلکه فرمود :((من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کردم )) و امام رضا((ع)) نیز از پذیرفتن حکومت ولایتعهدی خودداری می کرد و امامان دیگر(ع) نیز بر حکومت های منحرف وقت ؛ قیام نکردند و حکومت تشکیل ندادند . این مورد ؛ نشانه جدایی دین از حکومت است .

پاسخ:


ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 17 فروردين 1391,ساعت 22:5 توسط علیرضا حمزه یی| |

((ولایت مطلقه فقیه )) به چه معناست؟

پاسخ: 

((ولایت)) یعنی والی بودن ؛ مدیر بودن؛ و مجری بودن ؛ و اگر گفته می شود که فقیه ؛ ولایت دارد ؛ یعنی از سوی شارع مقدس ؛ تبیین قوانین الهی و اجرای احکام دین و مدیریت جامعه اسلامی در عصر غیبت ؛ بر عهده فقیه جامع الشرایط نهاده شده است و این ولایت ؛ همانگونه که مکررا گفته شده ، با ولایت بر محجورین که در کتاب حجر(از کتابهای رایج فقه) آمده ؛ تفاوت اساسی دارد و لذا در ولایت فقیه ؛ کسی نباید توهم محجوریت مردم را در ذهن داشته باشد ؛ مدیریت ؛ در هیچ جای دنیا ؛ مستلزم محجوریت مردم نیسنت و در مدیریت فقه چنین است .

مطلق بودن ولایت ؛ یعنی اینکه فقیه :


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 15 فروردين 1391,ساعت 21:0 توسط علیرضا حمزه یی| |

پرسش :

دعاي شرف الشمس چيست؟

پاسخ :

مرحوم كفعمي در كتاب مصباح كفعمي بدون آن كه سند محكمي ذكر كند مي گويد: اين حروف (دعاي شرف الشمس) شكل اسم اعظم است، سپس در حاشيه كتاب ياد شده مي گويد: در بعضي از كتاب هاي شيعه ديدم كه از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل شده است.[1]
به نظر مي رسد بيان چنين نقلي محكم نيست، چون سند روايت امام علي ـ عليه السّلام ـ ذكر نشده است. مرحوم شيخ بهايي نيز در كتاب «سر المستتر» با اندكي تغيير آن را آورده است.
البته در كتاب هاي ياد شده اين حروف و شكل به شرف الشمس ناميده نشده است، بلكه ممكن است تشخيص اساتيد علوم ختوم و اذكار اين بوده كه اين شكل در شرف شمس ـ كه نوزدهم فروردين ماه است ـ نوشته شود كه ساعت خوبي است و باعث تأثير بيشتر اين ذكر مي شود. برخي اين شكل و ذكر را بر روي انگشتر حك مي كنند، ولي سندي براي آن يافت نشد.[2]
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ سيد مصطفي خميني، تفسير القرآن الكريم، قم، مؤسسه العروج، الطبعه الثانيه، 1418 ق، ج 1، ص 152.
2ـ مرحوم مجلسي، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، الطبعه الثانيه، 1403 ق، ج 59، ص 355.    

نوشته شده در سه شنبه 14 فروردين 1391,ساعت 22:2 توسط علیرضا حمزه یی| |

عيد نوروز عيد ملي است نه مذهبي و اسلامي!

 

به دلائل زير عيد نوروز عيد اسلامي نيست:

 

1)      ضعف سند، دو روايت در باره تأييد عيد نوروز از امام صادق (ع) وارد شده كه هر دو از معلي بن خُنيس غلام امام مي باشد كه از نظر علماي علم رجال ضعيف بوده و نمي توان به روايت او اعتماد كرد.

 

2)      غير از معلي بن خُنيس از كس ديگري مطلبي بر تأييد آن نقل نشده است، پس چگونه ممكن است چنين عيد مهمي را امام فقط به او يادآوري كرده باشند.

 

3)      از پيامبر(ص) و امامان ديگري غير از امام صادق(ع) چيزي در بارة عيد نوروز وارد نشده است، چگونه ممكن است پيامبر و امامان ديگر از يادآوري چنين عيد غفلت نموده باشند.

 

4)      روايت علي(ع) كه روز نوروز شيريني يا فالوده يا هديه اي به آن حضرت آوردند، سؤال كرد مناسبت آن چيست؟ عرض كردند: عيد عجم هاست، در اين روز به همديگر هديه مي دهند به ديدار هم مي روند و ... فرمود: پس هر روز را بر ما عيد قرار دهيد يعني اگر منظور از عيد نوروز اهداء هديه بر دوستان، ديد و بازديد و صله ارحام است چرا آن را  منحصر به يك روز كرده ايد هر روز را عيد قرار داده و هر روز اين كارهاي خوب را انجام دهيد.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390,ساعت 10:21 توسط علیرضا حمزه یی| |

 

خواص سوره های قرآن به اجمال
1-     فاتحه :
مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کليد بهبودي-برآورده شدن حاجات- درمان بيماري ها – رهايي از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسيدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشايش گناهان پدر ومادر

ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 19 اسفند 1390,ساعت 9:57 توسط علیرضا حمزه یی| |


تفسیر زیارت عاشورا


شیخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زیارت عاشورا ، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشاء و املاى معصومى باشد هر چند که از قلوب مطهره ایشان چیزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بیرون نیاید بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت جلت عظمته به جبرئیل امین و از او به خاتم النبیین صلى الله علیه و آله رسیده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضاى حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادى بى‏نظیر است [1][1]


ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 18 اسفند 1390,ساعت 20:16 توسط علیرضا حمزه یی| |

1.       ولایت باسعادت خاتم انبیاء محمد مصطفی(ص)

 اتفاق علمای شیعه, در این روز هنگام فجر روز جمعه در مکه معظمه ولادت با سعادت حضرت سیدالانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم واقع شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند1.
نام آن حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم, و کنیه ایشان ابوالقاسم بود. نام پدر آن حضرت عبدالله, و نام مادر آن حضرت آمنه بنت وهب است2.
هنگام ولادت, نور از پیشانی آن حضرت لامع بود و بوی مشک از ایشان ساطع میگشت. نوری در آن شب از طرف حجاز ساطع شد و در تمام عالم منتشر گردید. تخت پادشاهان سرنگون شد, و همه آنان در آن روز لال بودند و نمی توانستند سخن بگویند.
ملایکه مقرب و ارواح اصفیای پیامبران در هنگام ولادت آن حضرت حضور یافتند, و رضوان خازن بهشت با حوریان نازل شدند, و ابریقها و تشتها از طلا و نقره و زمرد بهشت نازل کردند و برای حضرت آمنه شربتها از بهشت آوردند که او آشامید. آن حضرت را بعد از ولادت به آبهای بهشت غسل دادند به عطرهای فردوس معطر کردند3.

ادامه مطلب
نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390,ساعت 17:30 توسط علیرضا حمزه یی| |

 

فضیلت کربلا بر مکه
عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم .

  
و قال على بن الحسين عليه السلام اتّخذ اللّه ارض كربلا حرما قبل ان يتّخذ مكّة حرما باربعة عشرين الف عام و انّها تزهر لاهل الجنّة كالكوكب الدّرى (2)

ادامه مطلب
نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390,ساعت 17:21 توسط علیرضا حمزه یی| |

ترجمه متن دستور دولت اسلامي در عصر نبوي
بسم الله الرحمن الرحيم
1- اين (نوشته) دستور يا منشوري است از طرف محمد(ص) فرستاده خدا، در ميان مؤمنان و مسلمانان از طايفه قريش و اهالي يثرب (مدينه) و كساني كه از آنها پيروي كنند و به آنها بپيوندد و همراه با آنها جهاد كنند، نافذ و جاري خواهد بود.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390,ساعت 21:39 توسط علیرضا حمزه یی| |

پایت چیزی نشده؟

پایت چیزی نشده؟

ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 9 بهمن 1390,ساعت 19:4 توسط علیرضا حمزه یی| |

ابوبصير مى گويد:
از امام صادق (ع ) در مورد سوره والعاديات پرسيدم ، امام (ع ) فرمود: اين سوره در ماجراى وادى يابس (بيابان خشك ) نازل شده است . پرسيدم : قضيه وادى يابس از چه قرار بود.
امام صادق عليه السلام فرمود:
- در بيابان يابس دوازده هزار نفر سواره نظام بودند، با هم عهد و پيمان محكم بستند كه تا آخرين لحظه ، دست به دست هم دهند و حضرت محمد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را بكشند.
جبرئيل جريان را به رسول خدا صلى الله عليه و آله اطلاع داد. حضرت رسول صلى الله عليه و آله نخست ابوبكر و سپس عمر را با سپاهى چهار هزار نفرى به سوى ايشان فرستاد كه البته بى نتيجه بازگشتند.
پيامبر صلى الله عليه و آله در مرحله آخر على عليه السلام را با چهار هزار نفر از مهاجر و انصار به سوى وادى يابس رهسپار نمود. حضرت على عليه السلام با سپاه خود به طرف بيابان خشك حركت كردند.
به دشمن خبر رسيد كه سپاه اسلام به فرماندهى على عليه السلام روانه ميدان شده اند. دويست نفر از مردان مسلح دشمن به ميدان آمدند. على عليه السلام با جمعى از اصحاب به سوى آنان رفتند. هنگامى كه در مقابل ايشان قرار گرفتند. از سپاه اسلام پرسيده شد كه شما كيستيد و از كجا آمده ايد و چه تصميمى داريد؟ على عليه السلام در پاسخ فرمود:
- من على بن ابى طالب پسر عموى رسول خدا، برادر او و فرستاده او هستم ، شما را به شهادت يكتايى خدا و بندگى و رسالت محمد صلى الله عليه و آله دعوت مى كنم . اگر ايمان بياوريد، در نفع و ضرر شريك مسلمانان هستيد.
ايشان گفتند:
- سخن تو را شنيديم ، آماده جنگ باش و بدان كه ما، تو و اصحاب تو را خواهيم كشت ! وعده ما صبح فردا.
على عليه السلام فرمود:
- واى بر شما! مرا به بسيارى جمعيت خود تهديد مى كنيد؟ بدانيد كه ما از خدا و فرشتگان و مسلمانان بر ضد شما كمك مى جوييم : ((ولا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم ))
دشمن به پايگاههاى خود بازگشت و سنگر گرفت . على عليه السلام نيز همراه اصحاب به پايگاه خود رفته و آماده نبرد شدند. شب هنگام ، على عليه السلام فرمان داد مسلمانان مركب هاى خود را آماده كنند و افسار و زين و جهاز شتران را مهيا نمايند و در حال آماده باش كامل براى حمله صبحگاهى باشند.
وقتى كه سپيده سحر نمايان گشت ، على عليه السلام با اصحاب نماز خواندند و به سوى دشمن حمله بردند. دشمن آن چنان غافلگير شد كه تا هنگام درگيرى نمى فهميد مسلمين از كجا بر آنان هجوم آورده اند. حمله چنان تند و سريع بود، قبل از رسيدن باقى سپاه اسلام ، اغلب آنان به هلاكت رسيدند. در نتيجه ، زنان و كودكانشان اسير شدند و اموالشان به دست مسلمين افتاد.
جبرئيل امين ، پيروزى على عليه السلام و سپاه اسلام را به پيامبر صلى الله عليه و آله خبر دادند. آن حضرت بر منبر رفتند و پس از حمد و ثناى الهى ، مسلمانان را از فتح مسلمين باخبر نموده و فرمودند كه تنها دو نفر از مسلمين به شهادت رسيده اند!
پيامبر صلى الله عليه و آله و همه مسلمين از مدينه بيرون آمده و به استقبال على عليه السلام شتافتند و در يك فرسخى مدينه ، سپاه على عليه السلام را خوش آمد گفتند. حضرت على عليه السلام هنگامى كه پيامبر را ديدند از مركب پياده شده ، پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از مركب پياده شدند و ميان دو چشم (پيشانى ) على عليه السلام را بوسيدند. مسلمانان نيز مانند پيامبر صلى الله عليه و آله ، از على عليه السلام قدردانى مى كردند و كثرت غنايم جنگى و اسيران و اموال دشمن كه به دست مسلمين افتاده بود را از نظر مى گذراندند.
در اين حال ، جبرئيل امين نازل شد و به ميمنت اين پيروزى سوره ((عاديات )) به رسول اكرم صلى الله عليه و آله وحى شد:
((والعاديات ضبحا، فالموريات قدحا، فالمغيرات صحبا، فاءثرن نفعا فوسطن به جمعا...))

اشك شوق از چشمان پيامبر صلى الله عليه و آله سرازير گشت ، و در اينجا بود كه آن سخن معروف را به على عليه السلام فرمود:
((اگر نمى ترسيدم كه گروهى از امتم ، مطلبى را كه مسيحيان درباره حضرت مسيح عليه السلام گفته اند، درباره تو بگويند، در حق تو سخنى مى گفتم كه از هر كجا عبور كنى خاك زير پاى تو را براى تبرك برگيرند!))(

نوشته شده در یک شنبه 9 بهمن 1390,ساعت 17:32 توسط علیرضا حمزه یی| |

صحیفه ملعونه !!!


پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در قسمتی از خطبه فرموده اند: ای مردم! چیزی نمی¬گذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند ... حضرت در توضیح این امامان دعوت کننده به آتش میفرمایند .. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اندحالا سوال اینجاست که اصحاب صحیفه یا همان امامان دعوت کننده به سوی آتش چه کسانی هستند ؟؟؟
ماجرای این صحیفه در کتاب بحارالانوار ج28 ص 111-96 و همچنین کتاب سلیم بن قیس هلالی ص 154 و 161 آمده است.
صحیفه ملعونه اول
نطفه‏ اصلی توطئه آنگاه منعقد شد که دو نفر از رؤسای منافقین در یک تصمیم اساسی با هم پیمان بستند که:
اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود.
سه نفر دیگر هم در این تصمیم با آنان هم پیمان شدند، و اولین معاهده را این پنج نفر در کنار کعبه بین خود امضا کردند و آن را داخل کعبه زیر خاک پنهان کردند. این ماجرا در حجة الوداع مقارن روزهایی که پیامبر صلی الله علیه و آله مردم را برای حضور در غدیر آماده می‏کرد بوقوع پیوست.
در اجرای این توطئه شوم، چهار نفر از آنان سراغ مهاجرین رفتند، و معاذ بن جبل که یکی از این پنج نفر بود گفت:
شما مسئله را از جهت مهاجرین حل کنید، من درباره‏ی انصار ترتیب امور را خواهم داد!
از آنجا که سعد بن عباده رئیس انصار، کسی نبود که با ابوبکر و عمر هم پیمان شود، لذا معاذ سراغ بشیر بن سعید و اسید بن حضیر که هر یک بر نیمی از انصار- یعنی دو طایفه‏ی اوس و خزرج- نفوذ داشتند آمد و آن دو را با خود در غصب خلافت هم پیمان نمود.
توطئه قتل پیامبر توسط عمر و یارانش
در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحیفه با نُه نفر دیگر نقشه‏ی قتل حضرت را در راه بازگشت از مکه به مدینه ریختند. نقشه چنین بود که در قله‏ی کوه اَرْشی کمین کنند و همینکه شترِ پیامبر صلی الله علیه و آله سربالایی کوه را پیمود و در سرازیری قرار گرفت سنگهای بزرگی را به طرف شتر رها کنند تا بِرَمَد و حضرت را بر زمین بزند، و آنان با استفاده از تاریکی شب حمله کنند و پیامبر صلی الله علیه و آله را بقتل برسانند. بعد هم متواری شوند و خود را داخل مردم نمایند تا شناخته نشوند.
خداوند تعالی پیامبرش را از این توطئه آگاه ساخت و وعده‏ی حفظ او را داد. همینکه شتر پیامبر صلی الله علیه و آله به قله‏ی کوه رسید و به سمت پایین به‏راه افتاد، منافقین سنگهای بزرگ را از بالای پرتگاه به طرف شترِ حضرت رها کردند.
پیامبر صلی الله علیه و آله با یک اشاره به شتر فرمان توقف دادند، و این در حالی بود که حذیفه و عمار، یکی افسار شتر حضرت را در دست داشت و دیگری از پشت سر شتر را راهنمایی می‏کرد. با توقفِ شتر، سنگها رد شدند و حضرت سالم ماندند. منافقین با شمشیرهای کشیده به حضرت حمله کردند، ولی حذیفه و عمار مقابله کردند و با شمشیر به آنان حمله بردند و آنها را فراری دادند.
منافقین به پشت سنگها خزیدند تا خود را به قافله ملحق کنند؛ ولی با اشاره‏ی پیامبر صلی الله علیه و آله نوری تابید و برای لحظاتی فضا را روشن ساخت. حذیفه و عمار چهره‏های چهارده نفر را که پشت صخره‏ها پنهان شده بودند به چشم خود دیدند. آنان عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابی‏وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیدة بن جراح، ابوموسی اشعری، ابوهریره، مغیرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولی ابی‏حذیفه.
پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور بود با آنان درگیر نشود، چرا که در آن شرائط حساس فتنه‏ای بپا می‏شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار می‏گرفت، و بار دیگر منافقین به مقاصد خود دست می‏یافتند
صحیفه ملعونه دوم
پس از ورود به مدینه، منافقین در خانه‏ی ابوبکر جلسه‏ی مهم دیگری تشکیل دادند. در این مجلس سی و چهار نفر از بزرگان منافقین که اغلب پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در رأس امور قرار گرفتند شرکت داشتند. هر یک از اینان یا از رؤسای قبایل بودند یا گروههایی از مردم را همراه خود داشتند که از جمله‏ی آنان ابوسفیان و پسر ابوجهل و خالد بن ولید بودند.
در این جلسه اساسنامه‏ی نقشه‏های آینده را تنظیم کردند و همه‏ی افراد طوماری را امضا کردند؛ و آنرا به ابوعبیده‏ی جراح سپردند تا به مکه ببرد و در کنار صحیفه‏ی اول در کعبه پنهان کند.
سخنرانی پیامبر درباره صحیفه‏ ملعونه‏ دوم
هنگام فجر، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نماز صبح را به جماعت خواند و در محراب نشسته و ذکر گفت تا آفتاب طلوع کرد. پس از طلوع آفتاب حضرت رو به ابوعبیده جراح کرده فرمود:
خوشا به حال تو که امین این امت شده‏ای!
سپس این آیات را تلاوت فرمود:
فَوَیْلٌ لِلَّذینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلیلاً، فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ اَیْدیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ
وای بر کسانی که نوشته‏ای را به دست خویش می‏نویسند و سپس می‏گویند: این از سوی خداست، تا با آن مبلغ کمی به دست آورند. وای بر آنان از آنچه دستانشان می‏نویسد و وای بر آنان از آنچه کسب می‏کنند.
آنگاه فرمود: کسانی که در این امت چنین نوشته‏اند شباهت دارند به آنان که خدا می‏فرماید:
یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لایَسْتَخْفُونَ مِنَ اللهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ اِذْ یُبَیِّتُونَ ما لایَرْضی مِنَ الْقَوْلِ وَ کانَ الله بِما یَعْمَلُونَ مُحیطاًاز مردم مخفی می‏کنند اما از خدا مخفی نمی‏کنند و خدا ناظر آنان است هنگامی که شب را سحر می‏کنند در سخنی که خدا راضی نیست، و خدا به آنچه انجام می‏دهند احاطه دارد. سوره‏ نساء: آیه‏ 108
سپس فرمود: امروز گروهی در امت من تشکیل یافته‏اند که در صحیفه نوشتنشان مانند سردمداران زمان جاهلیت شده‏اند، که صحیفه‏ای بر علیه ما نوشتند و در کعبه آویزان نمودند. خداوند به آن عده امکانات می‏دهد تا آنها و کسانی را که بعد از آنان می‏آیند امتحان کند و انسانهای خبیث و پاک را از هم جدا کند. اگر نبود که خداوند به من دستور داده از آنها روی بر گردانم برای مقدّری که می‏خواهد به انجام برساند، هم اکنون آنان را پیش آورده و گردنشان را می‏زدم .
حذیفه ادامه داد: بخدا قسم دیدیم هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این سخنان را می‏فرمود لرزه بر اندام امضاکنندگان صحیفه افتاده و اختیار از کف داده بودند، بطوری که بر هیچ یک از حاضران در مجلس مخفی نماند که حضرت با سخن خویش آن عده را قصد کرده و این آیه‏های قرآنی را برای آنان می‏خواند.
 

سند:بحارالانوار: ج 19 ص 2 -1.
 
نوشته شده در چهار شنبه 5 بهمن 1390,ساعت 19:36 توسط علیرضا حمزه یی| |

1- دفن بدن مطهر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

در نیمه شب اول ریع بدن مطهر خاتم الانبیا’ والمرسلین صلی الله علیه و آله و سلم را امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام دفن فرمودند1

مصیبت و فاجعه رحلت پیامبر صلی الله عله و آله و سلم از یک طرف و بی احترامی به آن حضرت و توجه نداشتن مردم به غسل و کفن و دفن حضرت از طرف دیگر , داغهایی بود که بر دل مبارک امیرالمومنین علیه السلام2 سنگینی میکرد. چنانچه با یاد تلخ آن روزها فرموده اند:" آیا بدن شریف پیامبر صلی الله علیه آله و سلم را رها میکردم و او را دفن ننموده برای خلافت و سلطنت بعد از او نزاع میکردم"؟3


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن 1390,ساعت 17:0 توسط علیرضا حمزه یی| |

اصبغ بن نباته يكى از ياران برجسته اميرالمؤمنين عليه السلام مى گويد:
سلمان از طرف على عليه السلام استاندار مدائن بود و من پيوسته با او بودم . سلمان مريض شد و در بستر افتاده بود، من به عيادتش رفتم . آخرين روزهاى عمرش بود، به من فرمود:
اى اصبغ ! رسول خدا صلى الله عليه و آله به من خبر داده هرگاه مرگم فرا رسيد مردگان با من سخن خواهند گفت . تو با چند نفر ديگر مرا در تابوت نهاده و به قبرستان ببريد تا ببينم وقت مرگم رسيده يا نه ؟! به دستور سلمان عمل كرديم . او را به قبرستان برديم و بر زمين رو به قبله نهاديم . با صداى بلند خطاب به مردگان گفت :
سلام بر شما اى كسانى كه در خانه خاك ساكنيد و از دنيا چشم پوشيده ايد، جواب نيامد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یک شنبه 2 بهمن 1390,ساعت 21:0 توسط علیرضا حمزه یی| |

به امام على عليه السلام خبر رسيد معاويه تصميم دارد با لشكر مجهز به سرزمين هاى اسلامى حمله كند.
على عليه السلام براى سركوبى دشمنان از كوفه بيرون آمد و با سپاه مجهز به سوى صفين حركت كردند در سر راه به شهر مدائن (پايتخت پادشاهان ساسانى ) رسيدند و وارد كاخ كسرى شدند.
حضرت پس از اداى نماز با گروهى از يارانش مشغول گشت ويرانه هاى كاخ انوشيروان شدند و به هر قسمت كاخ كه مى رسيدند كارهايى را كه در آنجا انجام شده بود به يارانش توضيح مى دادند به طورى كه باعث تعجب اصحاب مى شد و عاقبت يكى از آنان گفت :
يا اميرالمؤ منين ! آنچنان وضع كاخ را توضيح مى دهيد گويا شما مدتها اينجا زندگى كرده ايد!
در آن لحظات كه ويرانه هاى كاخها و تالارها را تماشا مى كرند، ناگاه على عليه السلام جمجمه اى پوسيده را در گوشه خرابه ديد، به يكى از يارانش ‍ فرمود:
او را برداشته همراه من بيا!
سپس على عليه السلام بر ايوان كاخ مدائن آمد و در آنجا نشست و دستور داد طشتى آوردند و مقدارى آب در طشت ريختند و به آوردند جمجمه فرمود: آن را در طشت بگذار. وى هم جمجمه را در ميان طشت گذاشت .
آنگاه على عليه السلام خطاب به جمجمه فرمود:
اى جمجمه ! تو را قسم مى دهم ! بگو من كيستم تو كيستى ؟
جمجمه با بيان رسا گفت :
تو اميرالمؤ منين ، سرور جانشينان و رهبر پرهيزگاران هستى و من بنده اى از بندگان خدا هستم .
على عليه السلام پرسيد:
حالت چگونه است ؟
جواب داد:
يا امير المومنين ! من پادشاه عادل بودم ، نسبت به زيردستان مهر و محبت داشتم ، راضى نبودم كسى در حكومت من ستم ببيند. ولى در دين مجوسى (آتش پرست ) به سر مى بردم . هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به دنيا آمد كاخ من شكافى برداشت . آنگاه به رسالت مبعوث شد من خواستم اسلام را بپذيرم ويل زرق و برق سلطنت مرا از ايمان و اسلام باز داشت و اكنون پشيمانم .
اى كاش كه من هم ايمان مى آوردم و اينك از بهشت محروم هستم و در عين حال به خاطر عدالت از آتش دوزخ هم در امانم .
واى به حالم ! اگر ايمان مى آوردم من هم با تو بودم . اى اميرالمؤ منين و اى بزرگ خاندان پيغمبر!
سخنان جمجمه پوسيده انوشيروان به قدرى دل سوز بود كه همه حاضران تحت تاءثير قرار گرفته با صداى بلند گريستند.

اميد است ما نيز پيش از فرا رسيدن مرگ در فكر نجات خويشتن باشيم .

نوشته شده در یک شنبه 2 بهمن 1390,ساعت 20:53 توسط علیرضا حمزه یی| |

هنگامى كه اسيران فارس را به مدينه آوردند، از يك سو عمر قصد داشت كه زنان اسير را بفروشد و مردان آنها را غلام عرب قرار دهد و از سوى ديگر اين فكر را نيز در سر داشت كه اسيران فارس ، افراد عليل و ضعيف و پيران عرب را در موقع طواف كعبه به دوش بگيرند و طواف دهند ولى على عليه السلام به او متذكر شدند كه پيغمبر بزرگوار فرموده است :
- ((افراد شريف و بزرگوار هر ملتى را محترم بداريد، اگر چه با شما يك سو نباشند)). فارس (ايرانيها) مردمانى دانا و بزرگوارند، بنابراين سهم خود و سهم بنى هاشم را كه از اين اسيران داريم در راه خدا آزاد مى كنيم . سپس ‍ مهاجرين و انصار گفتند: اى برادر رسول خدا! ما نيز سهم خود را به تو بخشيديم . على عليه السلام عرض كرد: پروردگارا! اينان سهم خود را بخشيدند و من هم قبول كردم و اسيران را آزاد كردم .
عمر گفت : على بن ابى طالب عليه السلام پيشى گرفت و تصميمى كه درباره مردم عجم داشتم در هم شكست .
بعضى از آن جمع هم بر آن شدند كه با دختران پادشاهان كه اسير شده بودند. ازدواج نمايند. حضرت على عليه السلام در اين رابطه به عمر فرمود:
- اين دختران شاهان را در ازدواج آزاد بگذار و آنان را مجبور نكن .
يكى از بزرگان عرب به شهربانو دختر يزدگرد (پادشاه ايران ) اشاره كرد ولى او صورت خود را پوشاند و نپذيرفت .
به شهربانو گفتند: تو كدام يك از اين خواستگاران را انتخاب مى كنى ؟ آيا راضى هستى ازدواج كنى ؟ آن بانو سكوت اختيار كرد. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: او به ازدواج راضى است و بعدا همسر انتخاب خواهد كرد زيرا سكوت وى علامت رضايت اوست . وقتى كه بار ديگر پيشنهاد كردند شهربانو گفت : اگر در ازدواج آزاد باشم ، غير از حسين كه چون نورى است پرتوافكن و مهتابى است درخشان ، كسى را انتخاب نمى كنم . حضرت على عليه السلام فرمود: تو چه كسى را براى انجام كارهايت به وكالت مى پذيرى ؟ شهربانو آن حضرت را وكيل قرار داد. اميرالمؤ منين عليه السلام به حذيفه يمانى دستور داد خطبه نكاح را بخواند. او نيز خطبه را خواند. بدين طريق شهربانو به ازدواج امام حسين درآمد و امام زين العابدين عليه السلام از اين بانوى مكرمه متولد شد و نسل امام حسين عليه السلام بوسيله او ادامه يافت .

نوشته شده در یک شنبه 2 بهمن 1390,ساعت 20:49 توسط علیرضا حمزه یی| |

 

شيعيان جهان

وهابيون نجس با حمايت آل منحوس و ملعون سعودي در رور جمعه 26 صفر با حمله قبور ائمه بقيع هرگونه توهيني كه لايق رئيس مذهب يهودي الاصل خود محمد بن عبدالوهاب بود نسبت به ائمه بقيع اظهار داشتند .

 براي سرنگوني آل يهودي الاصل  سعود و رهبران منجوس وهابي همگي دست بدعا برداشته و خواهان سرنگوني حكومت ظلم در حرمين شريفه گرديم .

اللهم عجل الوليك الفرج

اقدام عناصر پلیس سعودی در بی احترامی به قبور بقیع نزدیک مسجد نبوی در مدینه، اوضاع این شهر را ناآرام کرد.
نوشته شده در شنبه 1 بهمن 1390,ساعت 13:31 توسط علیرضا حمزه یی| |

اعزام لشکر اسامه

در ماه محرم سال یازدهم، رسول گرامی اسلام(ص) پیش از آنکه دربستر بیماری افتد مسلمانان را فرمان داد تا برای گسیل به مرزهای روم از جانب شام آماده شوند.این در حالی بود که عده ای از نامسلمانان نواحی جزیره العرب و مدعیان پیغمبری، درتدارک حمله به مدینه بودند و به ظاهر بیرون رفتن سپاهی بدان بزرگی، چندان موافق احتیاط نبود. با این همه رسول خدا(ص)کمترین تردیدی در گسیل نیروهایش به سوی شام نداشت. حضرت اسامه بن زید را که کمتر از 20 سال داشت فرمانده این لشکر کرد وبرخی از صحابه چون ابوبکر، عمر بن خطاب، ابو عبیده بن جراح وسعد بن ابی وقاص را فرمان اکید داد تا هرچه زودتر به فرماندهی زید جوان راهی شوند. پیامبر(ص) با دست خود پرچم فرمانده جوان را بست و به او چنین دستور داد: مسافت را آنچنان به سرعت طی کن که پیش از آنکه خبر حرکت تو به آنجا رسد خود و سربازانت به آنجا رسیده باشید. رسول اکرم(ص) صحابیان سالخورده ای چون ابوبکر و... را به زیرفرمان جوانی کم سال به نبرد امپراتوری بزرگ روم راهی می سازدتا پس از این، کمی سن بهانه سرپیچی صحابه از فرمان فرد کاردان نشود. راستی چرا پیامبر(ص)، علی(ع) را همراه آنان نفرستاد؟ آیاسالخوردگان لشکر اسامه تجربه نظامی و شجاعت ویژه داشتند؟در آن صورت چرا به عنوان فرمانده برگزیده نشدند؟ این سفرنزدیک به دو ماه به طول می انجامیده است.و رسول خدا(ص) یقین داشت روزهای آخر عمر را سپری می کند.با این حال به تاکید از برخی صحابه خواسته بود تا گوش به فرمان اسامه هرچه زودتر مدینه را ترک کنند. اما حرکت این سپاه، به رغم تاکید فراوان رسول خدا(ص) نخست به سبب اعتراض برخی از صحابه نسبت به جوانی اسامه، سپس به بهانه تهیه ساز وبرگ سفر و سرانجام به سبب رسیدن خبر شدت یافتن بیماری پیامبر(ص) و باز گشت ابوبکر و عمر و برخی دیگر از از اردوگاه «جرف » به مدینه، سر نگرفت. ابن ابی الحدید به نقل گفتارشیخ خود ابو یعقوب معتزلی در شرح خطبه 156 نهج البلاغه می نویسد: چون بیماری پیامبر اکرم(ص) شدت یافت دستور داد سپاه اسامه به سوی شام حرکت کند و فرمان داد ابوبکر و دیگر بزرگان مهاجرین و انصار در آن شرکت جویند.با این کیفیت اگر حادثه ای برای رسول خدا(ص) پیش آید دستیابی علی(ع) به خلافت از اطمینان بیشتری برخوردار خواهد بود. چون اسامه حال پیامبر را وخیم و افراد تحت امرش را سرکش دید ازرسول خدا(ص) در خواست کرد به او اجازه دهد تا بعد از سلامت یافتن پیامبر از بیماری، سپاه را حرکت دهد. حضرت پیامبرموافقت نکرد و فرمود: همین حالا. اسامه دوباره عرض می کند آیادر حالی که قلبم از بیماری شما اندوهگین است حرکت کنم؟پیامبر(ص) می فرماید: به پیروزی فکر کن! اما کسان حاضر درپیرامون بستر رسول خدا(ص) به فرمانهای آن حضرت چندان عنایتی نداشتند و گاه فرمانهای وی را بنابر منافع و اهداف خویش تفسیر و تحریف می کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنج شنبه 29 دی 1390,ساعت 17:40 توسط علیرضا حمزه یی| |

حکایتی عجیب از آیه الله قاضی

آیت الله قاضی

 

وقتی امام وارد شدند آقای قاضی جلوی امام بلند نشدند و هیچ هم به ایشان تعارف نکردند که جایی بنشینند امام هم در کمال ادب دو زانو دم در اتاق ایشان نشست.

ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 27 دی 1390,ساعت 21:8 توسط علیرضا حمزه یی| |

خدایا شکر که ثروتمند نشدم

مقدس اردبیلی
حکایتی از زهد و عبادت مقدس اردبیلی رحمه الله علیه و ماجرای ا و با حمام دار و مناجات شبانه آن شخص با خداوند متعال

ادامه مطلب
نوشته شده در دو شنبه 26 دی 1390,ساعت 21:39 توسط علیرضا حمزه یی| |

 

دستور العمل آیت الله امینی جهت سیر و سلوک زاهد
بعضی اهل معرفت برای پیمودن این راه (سیر و سلوک الی الله و خودسازی به امور ذیل توصیه نموده اند:

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دو شنبه 26 دی 1390,ساعت 21:19 توسط علیرضا حمزه یی| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody
لوگوی دوستان